جدایی اندوهناک اصغر از سینمای ایران

جدایی اندوهناک اصغر از سینمای ایران

همه می‌دانند، فیلم پر سروصدای اصغر فرهادی در حالی در اروپا اکران شده که به گفته کارگردان قابلیت اکران در ایران را ندارد. آن‌چه می‌خوانید نگاه حمید رستمی، منتقد سینما و روزنامه‌نگار اردبیلی است به این فیلم:

کنسرت یا اجرای صحنه‌ای؛ ودود موذن در اردبیل می‌خواند
فخرالزمان در اردبیل به روی صحنه می‌رود
اردبیل میزبان جشنواره فیلم فجر

فیلم «همه می‌دانند» ساخته جدید اصغرفرهادی فیلم خوبی نیست، البته نه به این دلیل که انتظارات از فرهادی به قدری بالا رفته که لزوماً باید شاهکارهایی در حد “درباره الی”، “شهر زیبا” و “جدایی نادر از سیمین” بسازد. ما همین دو سال پیش فیلم “فروشنده” را دیدیم که هرچند در رقابت با فیلم های فرهادی در سطح پایینی قرار داشت ولی به دلیل اشرافیت اش بر مدیوم سینما یک سر و گردن از فیلمهای دیگر کارگردانان ایرانی بالاتر بود‌.
“همه می دانند” فیلم خوبی نیست، هرچند بازی بازیگران حرفه ای فیلم و نوع تعامل شان با کارگردان آسیایی در حد بسیار بالایی قرار داشته و نفس فعالیت یک ایرانی، در سطح اول سینمای جهان به هیچ عنوان اتفاق کوچکی نیست. ولی خب تمام تلاش فرهادی در کارگردانی و آشنایی زدایی از ستارگان سینمای جهان نمی‌تواند به ثمر بنشیند.

پوستر فیلم همه می‌دانند

“همه می دانند” فیلم خوبی نیست، به دلیل شناخت بسیار سطحی، اندک و توریستی اصغر فرهادی از عمق فرهنگ اسپانیا و ارژانتین که در نوشتن فیلمنامه متجلی شده است و تمام تلاش‌های گروه‌ سازنده را به هرز داده و طبیعی هم هست. قرار نیست یک نفر با یکی دو ماه حضور در یک مکان، بتواند به زیر و بم تاریخ، جغرافیا، عادات و رفتار یک ملت پی ببرد. هر چند شاید شناخت فرهادی از محل وقوع قصه اش خیلی بیشتر از تمام مخاطبان ایرانی فیلم از جمله نگارنده باشد ولی خب این برای یک فیلم با رویکرد جامعه شناسانه به هیچ عنوان کافی نیست تا جایی که بنده با شناختی که از طریق همین سینما از مناطق مختلف جهان پیدا کرده‌ام بیشتر به یاد جنوب ایتالیا افتادم تا اسپانیا و شاید همین درک نادرست از محیط، رمز جدایی “پدرو آلمادوار” سینماگر نامدار اسپانیایی از تهیه کنندگی فیلم باشد.

شما فرض کنید اگر بهترین سینما گران دنیا بخواهند راجع به ایران فیلم بسازند چه مضحکه یی سر هم می کنند و تحویل مخاطب می دهند. در همین سال‌های اخیر فیلم های ساخته شده در هالیوود در مورد افغانستان ، عراق و سوریه کمترین نسبتی با زندگی واقعی مردمان شان ندارند. فیلم های مزخرفی چون “سنگسار شدن ثریا” چنان فضای کاریکاتوری از جامعه ایران به مخاطب عرضه می‌کنند که برای مخاطب داخلی غیر قابل تصور است.
نمی‌گویم ساخته فرهادی به همان میزان اغراق گونه و تصنعی ست ولی هرچه باشد سینمای اسپانیا خود به اندازه کافی صاحب فیلمسازان درجه یک جهانی هست که راوی قصه ها و دغدغه های شان باشد و نفس حضور اصغر فرهادی و فیلم ساختنش در اسپانیا صرفا یک ماجراجویی و ذوق زدگی اولیه تلقی می شود که چند سال بعد، از خاطر خودش هم خواهد گریخت چه برسد به خاطر سینما!
اصغر فرهادی برای سینمای ایران از نان شب هم واجب تر است تا راوی قصه‌های پرغصه مردمان این دیار باشد چرا که سال‌های سال طول میکشد تا یک هنرمند در آن حد و اندازه رشد کرده و به سینمای جهان معرفی شود!

نظرات

WORDPRESS: 0
DISQUS: 0