یادداشت: مِهر تو شد اندیشه‌ام

یادداشت: مِهر تو شد اندیشه‌ام

نگاه حمید رستمی به فیلم «ای ایران» ساخته ناصرتقوایی

اردبیل میزبان جشنواره فیلم فجر
جشنواره تئاتر فجر در اردبیل آغاز شد
مونا محمدنژاد: فخرالزمان بهترین تجربه هنری‌ام بود

وقتی یک فیلم بعد از سی سال هنوز تر و تازه است و آنقدر غنای تصویری و صوتی دارد که به راحتی قلابش بر روی مخاطب گیر بکند و تا انتها با فیلم همراه شود بدون اینکه حتی یک پلانش زاید به نظر بیاید، یعنی شاهکار به تمام معناست!

ای ایران را می توان از منظرهای مختلف مورد ارزیابی قرار داد که در نخستین و اولیه ترین نگاه، یک کمدی درجه یک که ترکیبی از انواع مختلف کمدی است از قبیل موقعیت ، بزن بکوب، کلامی و … و با تیپ سازی های درخشان که مدیون دوبله به یاد ماندنی، بخصوص در بخش های سربازخانه به مخاطب عرضه شده و صرفا در همین بخش و بدون توجه به دلایل فرامتنی یک فیلم کامل می توان محسوب شود. اما کارگردان به این بسنده نکرده و در کنار حفظ لحن کمدی، به یک فضای سمبلیک از یک برهۀ خاص تاریخی در ایران می رسد. روستای کوچک “ماسوله” با خانه های در هم تنیده و کوچه های تنگ و باریک نمادی از یک جامعۀ سنتی با دیدگاههای بسته قدیمی است و هر کدام از شخصیت ها و تیپ ها کاملاً قابلیت تعمیم داشته و برای هر تاریخ و جغرافیایی کاربرد دارد. صحنۀ استفادۀ اهالی روستا از رادیوهای خارجی- که به زعم گروهبان “مکوندی” جرمی غیرقابل بخشش است- تنها یکی از این اشاره های سمبلیک و هوشمندانه و ارجاع به تاریخ سیاسی اجتماعی چند صد سالۀ اخیر ایران است.

از یک زاویۀ دیگر فیلم « ای ایران» یک فیلم شسته و رُفته و تر و تمیز دربارۀ انقلاب سال ۵۷ است که اکثر نشانه های باب میل طرفداران قرائت رسمی حاکمیت را با خود داشته و از نگاه آنان یک الگوی مثال زدنی برای ریشه یابی علل وقوع و چگونگی شکل گیری و به ثمر رسیدن انقلاب در یک جغرافیای محدود است که قابلیت بسط و تعمیم به کل کشور را داشته و به زعم آنان فیلم بشدت شریفی محسوب می شود که حتی برای پائین آوردن دامنۀ مناقشه و مصادره به مطلوب نکردن نفس انقلاب، اکثریت انقلابیون را با چهره های پوشیده تصویر می کند تا فارغ از سلیقه های متفاوت موثر در انقلاب بر روی هدف غایی که همانا بروز تحول است تمرکز کند. هرچند در این میان با یک نگاه رئوفانه، بخش اعظم کارکنان سیستم حاکم را نیز، هم راستای اهداف انقلابیون قلمداد می کند که از مدتها پیش، پی به نابسامانی امور برده و به جهت محذورات شغلی نمی توانند آشکارا همسویی خود را با انقلابیون اعلام کنند. افرادی همچون مدیر مدرسه ، رئیس اداره پست و حتی معلم سرود که هیچکدام دلایل ایدئولوژیکی برای همگام شدن با موج تحول خواهی را ندارند ولی در نهان و آشکار نارضایتی خود را از سیستم حاکمیتی ابراز می دارند.

فیلمِ ناصر تقوایی اما باز به همین ها اکتفا نمی کند و در دو بُعد دیگر هم می تواند نقش مهمی ایفا کرده و برای نسل های بعدی ، چون یک نمونۀ تأثیرگذار معرفی شود . یکی اینکه فیلم در ستایش یکی از ملّی – میهنی ترین ترانه های تاریخ این مرز و بوم یعنی “ای ایران” است که بدون توجه به لحن و هدف فیلم در جای خود آنچنان این آهنگ و سازندگانش را تکریم می کند و بعنوان یک نخ تسبیح و عامل وحدت ایرانیان قلمداد کرده و بواسطه اش حتی پرچم تحول خواهی را به نسل جوانی-هر چند با زبان الکن- برآمده از آن سیستم پوسیده منتقل می کند که نمونه اش در سینمای ایران شاید به تعداد انگشتان یک دست هم نرسد. و دیگر اینکه «سرودی» به عنوان یک هنرمند درد کشیده که فارغ از بازیهای سیاسی در پی خلق و به نمایش گذاشتن هنر ناب است و در این مسیر از هیچ کوششی فرو گذار نکرده و صد البته هیچ چشمداشتی هم به مقام و مال دنیا نداشته و تمام تلاش اش را برای اثبات جوهر وجودی هنر و هنرمند و بالا نشینی و گردن خم نکردن اش در برابر قدرت به عمل می آورد. گو اینکه این هم قصۀ همیشه تکرار چندصدسال اخیر این سرزمین است و در نگاه قدرت، دامنِ هنر همیشه آلوده بوده و قدرتمداران هیچگاه دل خوشی از این جماعت ندارند که به هنر خویش غرّه هستند و جز عشق به هنرش، کالای دیگری برای عرضه ندارند . آقای “سرودی” با بازی به یاد ماندنی مرحوم حسین سرشار با آن صدای جادویی، اوج این آرمانخواهی کارگردان از تاریخ معاصر است تا جایی که حتی بازی درخشان اکبر عبدی و دوبله درخشان منوچهر اسماعیلی هم تحت تأثیر تصویرسازی بی بدیل “سرشار” از این هنرمند دلسوخته که نمونه های زیادی در تاریخ معاصر داشته قرار می گیرد.

فیلم انبوهی از نشانه های ریز و درشت و قابل تعمیم در هر برهه یی را با خود دارد که در کنار داستان روان و شخصیت پردازی و تیپ سازیهایی خلاقانه، « ای ایران» و « ناصرتقوایی» را جزو انگشت شماران این سینما جاودانه کرده است.

حمید رستمی

نظرات

WORDPRESS: 0
DISQUS: 0